تبلیغات
وبلاگ حقوقی قاسم قدیانلو - احکام فقهی حقوقی بیع

احکام فقهی حقوقی بیع

1391/07/19  13:26

احکام فقهی حقوقی بیع 

تعریف:

معنای لغوی: بیع در لغت به معنای خرید و فروش می­باشد.

معنای اصطلاحی: تملیک مال در برابر عوض معلوم را بیع می­گویند.

ارکان عقد بیع

ایجاب و قبول

قرارداد بیع همانند سایر قراردادها نیاز به ایجاب و قبول دارد. منظور از ایجاب و قبول، الفاظ و عباراتی است که با گفتن آن، طرفین عقد، اراده خود را به انعقاد بیع اعلام می­دارند.

طرفین عقد (متبایعان)

در عقد بیع، فروشنده را بایع می­نامند، و خریدار را مشتری می­گویند. شرایط طرفین عقد بیع عبارت است از:

الف) طرفین عقد باید اهلیت معامله را داشته باشند. به این معنا که بالغ و عاقل باشند، معامله را با اختیار خود انجام دهند، قصد معامله کرده باشند، و به جهت سفیه بودن و ورشکسته بودن محجوب نباشند. بنابراین، کودک، دیوانه، انسانی که اختیاری از خود ندارد (مکره)، کسی که قصد جدی در معامله ندارد، و سفیه و ورشکسته­ای که شرعاً و قانوناً حق تصرف در اموال خود را ندارند، نمی­توانند طرف معامله در بیع واقع شوند.

ب) طرفین عقد باید مالک آن چیزی باشند که به طرف مقابل می­دهند. به بیان دیگر، بایع باید مالک مبیع، و مشتری مالک ثمن باشد.

پ) ولی، قیم، و وکیل قانونی و شرعی طرفین عقد- اگر چه یک نفر وکیل از هر دوطرف عقد باشد-  می­توانند به جای طرفین عقد، بیع کنند.

ت) اگر کسی با مال دیگری بیع کند، عقد بیع فضولی خواهد بود، و صحت آن بستگی به اجازه مالک یا قائم مقام او خواهد داشت.

 

 

عوضان

در عقد بیع چیزی که مورد معامله قرار می­گیرد، مبیع یا ثمن می­باشد و چیزی که در مقابل، از طرف مشتری، به بایع پرداخت می­گردد، ثمن نامیده می­شود.

شرایط عوضان

به اعتقاد مشهور فقها، مبیع باید عین- چه عین خارجی و چه عین کلی در ذمه- باشد. بنابراین، منفعت و عمل و حق نمی­تواند مورد معامله بیع واقع شوند.

مالیت داشته باشد. به بیان دیگر، دارای ارزش عقلایی باشد. لذا، خرید و فروش مواردی مثل بال مگس باطل است.

قابل تسلیم به مشتری باشد. به بیان دیگر، اگر فروشنده بر تسلیم آن توانایی نداشت، ولی مشتری قدرت گرفتن آن را داشته باشد، بیع صحیح است.

موجود باشد. این در صورتی است که مبیع، عین خارجی باشد. بنابراین، فروش خانه­ای که هنوز ساخته نشده است، باطل خواهد بود، اما اگر بیع کلی در ذمه باشد، می­تواند هنگام عقد موجود نباشد، و زمان تسلیم، فردی از افراد آن کلی را تحویل مشتری بدهد. برای مثال، اگر شخصی 10 تُن از برنج­هایی که در آینده تولید خواهد کرد را بفروشد، صحیح است.

مورد معامله باید معین باشد. بنابراین، نمی­تواند مردد بین دو یا چند چیز باشد.

باید معلوم باشد. بنابراین، بیع چیز مجهول صحیح نمی­باشد، و مقدار جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد. تعیین مقدار مبیع-  به تناسب آن- به وسیله وزن، پیمانه، و شمردن صورت می­گیرد.

استفاده از مبیع باید مشروعیت داشته باشد. بنابراین، فروش مشروبات الکلی، وسایل قمار، و امثال اینها باطل است.

احکام بیع

انتقال ملکیت

الف) اگر مبیع یا ثمن عین خارجی معین باشد، از زمان عقد به ملکیت طرف دیگر در می­آید، و اگر یکی از آنها لکی در زمه باشد، برای طرف مقابل، دین کلی به وجود  می­آید، که با معین شدن فردی از افراد آن کلی، به مالکیت عینی مبدل خواهد شد.احکام بیع

ب) در عقد بیع، وجود خیار فسخ برای برای طرفین یا وجود مدت (اجل) به منظور تسلیم مبیع یا تأدیه ثمن، مانعی برای انتقال مالکیت نمی­باشد. همچنین، در بیع خیاری- بیعی که در آن شرط خیار فسخ برای یک یا هر دو طرف معامله مقرر گردد- مالکیت از حین عقد بیع است، و نه از تاریخ انقضای خیار، و در بیعی که قبض، شرط صحت است- مثل: بیع صرف- انتقال از حین حصول شرط است، و نه از حین وقوع عقد بیع.

پ) بیع فاسد اثری در تملک ندارد، و هرگاه کسی به بیع فاسدی، مالی را قبض کند، باید آن را به صاحبش بازگرداند، و اگر تلف یا ناقص شود، ضامن عین و منافع آن خواهد بود.

تسلیم (قبض و اقباض) مبیع

الف) عقد بیع، بایع را به تسلیم مبیع و مشتری را به پرداخت ثمن ملزم می­کند. تسلیم عبارت از تحویل مبیع به مشتری می­باشد، به نحوی که، او بتواند هر نوعی که مایل است در آن تصرف کند و یا از آن انتقاع برد.

ب) کیفیت تسلیم در انواع مبیع متفاوت است، و در این مورد، حکم عرف ملاک صدق تسلیم می­باشد.

پ) اگر طرفین برای تسلیم مبیع موعدی را مشخص کرده باشند، قدرت تسلیم در زمان تسلیم مبیع شرط است، و نه در زمان عقد. همچنین، در بیع فضولی قدرت تسلیم در زمان اجازه معتبر خواهد بود.

ت) اگر مبیع قبلاً در تصرف مشتری بوده باشد، نیازی به قبض جدید نیست و در ثمن نیز همین گونه است.

ث) مبیع باید در محل عقد، تسلیم مشتری شود، مگر اینکه، در ضمن عقد بیع، محل خاصی برای تسلیم معین شده باشد.

ج) در صورت تأخیر در تسلیم مبیع یا ثمن، ممتنع اجبار به تسلیم می­شود.

چ) مخارج تسلیم مبیع- از قبیل: اجرت نقل آن به محل تسلیم، و ...- به عهده بایع است. همچنین، مخارج تسلیم ثمن برعهده مشتری می­باشد. مگر اینکه، عرف و عادت برخلاف ترتیب فوق باشد، که در این صورت به حکم عرف عمل می­شود. البته، اگر در ضمن عقد، توافق خاصی در تحمل هزینه­های فوق شده باشد، نافذ خواهد بود.

ضمان تدارک

الف) اگر پس از تسلیم، معلوم شودکه کل یاجزئی از مبیع، مال غیر است، بایع ضامن استرداد ثمن به مشتری است. اگر چه، در عقد تصریح به این ضمان نشده باشد. به این ضمان، ضمان (درک یا تدارک) می­گویند.

ب ) درفرض مذکور، اگر مالک واقعی اجازه دهد، بیع واقع شده، صحیح است.

پ) اگر مالک واقعی اجازه ندهد، خسارات وارده به مشتری- که در اثر به هم خوردن بیع پدید می­آید- به عهده بایع است.

پرداخت ثمن

مطالبی که در مورد تسلیم مبیع بیان شد، در پرداخت ثمن توسط مشتری نیز صادق است.

تقسیمات بیع

قرارداد بیع از جهات مختلف قابل تقسیم است:

بیع مطلق و مشروط

بیعی که ضمن آن هیچگونه شرطی از سوی طرفین، برای طرف مقابل یا شخص ثالث نشود، بیع مطلق نامیده می­شود.

بیع مؤجل و حالّ

بیعی که در آن برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع، زمانی (اجلی) شرط شده باشد، بیع مؤجل نامیده می­شود. بیعی که پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع بدون مدت باشد، بیع حال یا نقد گفته می­شود.

بیع صرف و بیع ثمار

الف) بیع صرف

خرید و فروش طلا با طلا، طلا با نقره، و نقره با نقره را بیع صرف می­گویند.

ب) بیع ثمار (خرید و فروش میوه­ها)

فروش میوه­ای که روی درخت است، و گل آن ریخته و دانه آن بسته شده است – به طوریکه معمولاً از آفت گذشته باشد- بیع ثمار (میوه­ها) نام دارد.

انواع بیع: مساومه، مرابحه، مواضعه و تولیّت

بیع به اعتبار نحوه تعیین قیمت مبیع، به چهار قسم تقسیم می­شود:

الف بیع مساومهبیع

در این نوع بیع، بایع قیمت خرید مبیع را بیان نمی­کند، و قیمت فروش کالا بر اساس توافق بین بایع و مشتری تعیین می­گردد.

ب) بیع مرابحه

بیعی است که در آن بایع قیمت خرید مبیع و هزینه­های مربوط به آن و مقدار سودی که برای خود درنظر می­گیرد را به اطلاع مشتری می­رساند. اگر بایع در بیان قیمت خرید دروغ گفته باشد، مشتری خیار فسخ دارد.

پ) بیع مواضعه

این بیع همانند بیع مرابحه است، با این تفاوت که بایع، مبیع را به کمتر از آن قیمتی که خریده است، می­فروشد، به این بیع، بیع محاطه و بیع مخاسره نیز می­گویند.

ت) بیع تولیه

این بیع مانند بیع مرابحه است، با این تفاوت که بایع مبیع را به همان قیمتی که خریده است، می­فروشد.

انواع بیع: عین، دین، و دین به دین

مبیع و ثمن از جهت وجود خارجی- یا فی­الذمه- صورت­های مختلف می­توانند داشته باشند.

الف) بیع عین

بیع عین به چند متصور است:

بیع عین معین: عبارت می­باشد از فروش مالی که در خارج موجود و متمایز و مشخص است. مانند: یک آپارتمان.

بیع عین کلی در معین: عبارت از بیع مقدار معینی از شی متساوی­الاجزا است. مانند: فروش یک تن گندم از یک انبار گندم.

بیع کلی در ذمّه: مالی که در ذمه  متعهد معینی قرار می­گیرد، و بر افراد عدیده اطلاق می­شود، که فروشنده فردی از افراد آن را در زمان مقرر فراهم کرده، و به مشتری تحویل می­دهد، مانند: صد کیلوگرم برنج در ذمه فروشنده که در حین عقد در خارج وجود نداشته باشد.

ب) بیع دین

اگر کسی دینی برعهده دیگری داشته باشد، می­تواند آن را به ثمنی کمتر از مقدار دین یا مساوی یا بیشتر از آن به خود مدیون یا شخص ثالث بفروشد، که اصطلاحاً به آن بیع دین می­گویند.

پ) بیع دین به دین

بیعی است که در آن مبیع و ثمن عبارت از دینی است که هر کدام از طرفین در ذمه دیگری یا شخص ثالث دارند. به این نحو که بایع دینی را که از قبل بر ذمه مشتری یا فرد ثالثی دارد، در مقابل دین دیگری، به مشتری منتقل می­کند.

بیع زمانی

بیع زمانی بیعی است که درآن بایع، مبیع را به چند نفر جداگانه بفروشد. به نحوی که هر کدام از مشتریان در زمان خاصی از سال، مالک ملک و منافع آن باشد. برای مثال، ملکی به چهار نفر فروخته شود تا در فصل بهار مال نفر اول، در فصل تابستان مال نفر دوم، و... و صاحب هر فصل اختیار داشته باشد تا ملک را در فصل مخصوص خودش اجاره دهد، یا خودش استفاده کند، یا ...

http://www.radiotejarat.ir


نوشته شده توسط: قاسم قدیانلو | آخرین ویرایش:- | نظرات ()


تهران گاندی شمالی خیابان صانعی پلاک 19 طبقه اول واحد 4 تلفن 88786355 - 8 و 88876117 // setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);